آفت هنر انقلابی از نگاه دهباشی

به نقل از سینما پرس: حسین دهباشی گفت: «انقلاب اسلامی برای سینمای ایران دستاوردهای مهمی داشته که نباید از آن‌ها چشم پوشید. سینمای ایران بعد از انقلاب اخلاقی‌تر شد و از سینمای سرهم‌بندی پیش از انقلاب بسیار فاصله گرفت.»

به گزارش فیلم ای زد، حسین دهباشی در یادداشتی شفاهی با انتقاد از وضعیت موجود سینمای ایران بعد از گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، سینمای دهه ۶۰ را با شعارهای آرمانخواهانه انقلاب اسلامی همسوتر می‌داند. یادداشت این تاریخ‌پژوه و مستندساز ایرانی را در ادامه می‌خوانید.

سینما، بعد از انقلاب اسلامی ایران دچار تغییرات مختلفی در محتوا و فرم شد اما با این مسئله که جریان و یا ژانری به نام سینمای انقلاب اسلامی به وجود آمد، مخالفم.

نقطه زیست سینمای انقلاب اسلامی در میان تمامی رشته‌های هنری تحت عنوان هنر انقلاب دچار یک مسئله همه‌گیر شده و آن این است که در انقلاب اسلامی حجم بسیار زیادی اثر تولید می‌شود که خالق آثار در اکثر مواقع هیچ اعتقادی به انقلاب اسلامی ندارند و تنها تظاهر می‌کنند که خالق آثار انقلابی هستند.

بسیاری از هنرمندان خود را هنرمند انقلابی می‌خوانند؛ زیرا به دنبال کسب درآمد هستند. از این میان آثاری هم وجود دارد که از امکانات بهره‌مند می‌شوند و بسیاری از آثار که از به خاطر دغدغه‌های انقلابی و از سر اعتقاد ساخته می‌شوند، بی‌ادعا بوده و حتی از همان بودجه‌ها و امکانات بی‌نصیب می‌مانند.

متأسفانه هنر انقلابی، سینمای انقلاب و یا هر چیز دیگر یک تابلویی شده برای کاسبی ریاکارانه و این مشکل آفت هنر انقلابی است.

اما انقلاب اسلامی برای سینمای ایران دستاوردهای مهمی داشته که نباید از آن‌ها چشم پوشید. سینمای ایران بعد از انقلاب اخلاقی‌تر شد و از سینمای سرهم‌بندی پیش از انقلاب بسیار فاصله گرفت. این اخلاقی شدن نشئت گرفته از سانسور و تغییر باورهای مردم بود. در سینمای بعد از انقلاب فرم تغییر کرد و با نگاهی جدی به ‌دور از یک عامل سرگرم‌ کننده به سینما نگاه شد.

اگر به گذشته جشنواره فیلم فجر نگاه کنیم، خواهیم دید که این فستیوال یک جشنواره بسیار مهم بود؛ به ‌طوری‌که تا چند سری قبل، برای مراسم افتتاحیه و اختتامیه یکی از سران سه قوه حضور می‌یافت. اهمیت سینما در بعد از انقلاب دوچندان شد و در این میان آثار خوبی هم تولید شد؛ اما متأسفانه رفته‌رفته این آثار خوب در میان آثار سرهم‌بندی گم شد و به همین دلیل است که می‌گویم به جریان سینمای انقلابی و یا ژانر انقلاب قائل نیستم.

سینمای دهه ۶۰ یک سینمای خیلی خوب بود؛ به‌طوری‌که نسبت به امروز منتقدتر و چارچوب‌دارتر عمل می‌کرد. در دهه ۶۰ آثار بسیار خوبی تولید می‌شد؛ آثاری انتقادی و اعتقادی. اما همه‌چیز ما را به سمتی سوق داد که سینمای امروز ما یک سینمای سطحی و سرهم‌بندی است. سینمای دهه ۶۰ سینمایی بود که به اعتقادات انقلاب بسیار نزدیک بود. سبک سینمای دغدغه‌مند و انتقادی‌تر نسبت به امروز که با شعار عدالت، آرمان و آزادگی و ایثار پیوندی عمیق داشت؛ اما متأسفانه شرایط امروز از آن زمان فاصله گرفته و این سبک‌کار نه‌تنها در کارهای سینمایی خصوصی بلکه در تولیدات مجموعه‌های دولتی هم دیده می‌شود.

اگر بخواهیم علت را جویا شویم باید در جواب بگویم که بهترین تعبیر سخن آیت‌الله جوادی آملی است که ظاهر مردم بسیار به باطن مسئولین شباهت دارد، وقتی مسئولین امروز کشور به‌جای گره‌گشایی در مقام سخن گفتن آرا به نحوی ابراز عقیده می‌کنند که مبانی و شعارهای انقلابی را زیر سؤال می‌برند نباید انتظار داشت که سینمای ایران وضعیتی بهتر پیدا کند. جریان سینمای کشور امروز به طرفی رفته که اگر کسی سیاه‌نمایی هم نکند به فکر کاسبی خودش است و در این میان اعتقاد به انقلاب اسلامی و آرمان‌های انسانی آن تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

کلیه مطالب به صورت خودکار جمع آوری شده و مسئولیت آن با وب سایت منبع است.

دیدگاهی بنویسید